نه عزل نوشته بودم...

خرید بک لینک

نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودم
که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی

نه سراغ من گرفتی ، نه سخن به نامه گفتی
به همان بهـــانه ای که، نشنیده ای ندائـــــی

من به چشم مانده در راه، به دلی لبالب از«آه»
دیده ام که ره رسیــــــــــده به تقاطــع دوراهی

غصه ی دوباره ی من، قلب پاره پاره ی من
مانده در حسرت رویت، به سـلامی ونگاهی

این شکسته قلب عاشق، خون به سینه چون شقایق
زغمت چنان شکســــته که نباشــــــــدش دوائــــی

شب بی ترانه ی من، اشک عاشقانه ی من
می رود زغصـــه دل، تا به درگــه خدائی

توبرو که قلب شیدا، گرچه جان سپرده درجا
سر نهد به دامن غم، در فغان این جدائی . . .


مردم شهر خداحافظتان من رفتم ......

ما را در سایت مردم شهر خداحافظتان من رفتم ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:02

صفحه بندی